عشق در مدرسه‌مان ...

علیرضادهقانیان

حال من مثل جوان‌های دبیرستانی‌ست

رشته‌ام سخت‌ترین تجربه‌ی انسانی‌ست

گوشه‌ی چشم تو یک پا و دو دستم بالاست

عشق در مدرسه‌مان وسوسه‌ای شیطانی‌ست

زنگ ورزش که کنارت بدوم کوتاه است

زنگ دینی که تو پرهیز کنی طولانی‌ست

ادبیات غزل‌های من از شیراز است

حکمت هندسه‌ی چشم شما یونانی‌ست

تخت جمشید که زیبایی تو در آن نیست

زنگ تاریخ فلاکت‌زده‌ی ایرانی‌ست

جبر سخت است و نمی‌فهمم و بیزارم از آن

زنگ ما می‌خورد و مرحله‌ی پایانی‌ست

امتحانی نگرفتی تو و مردود شدم

این همه فاصله تعطیلی تابستانی‌ست!