تبليغاتX
ماهان

برشی از شعر بلند " سونات نیلوفر"

سروده  ای از: " شاپور بنیاد"

برف پارسال گفت:

-" دیگراین کوه

              جوان نیست

دیگراین

    اصلا"

    کوه نیست!!"

+ نوشته شده توسط مجید بالدران در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 8:29 |

 

چرابه روزنامه هاگفتم دوستت دارم؟

شعری زیبااز "غلامرضا بروسان"

 

1

چرابه روزنامه ها گفتم دوستت دارم

چراگفتم،چرافکرنکردم

هربارکه نامت را می برند

دیواری در دلم فرو می ریزد

باد در شاخه ها می پیچد

و به رویاآسیب می زند.

2

منم که دوستت دارم

نه مردی که دستش را به نرده ها گرفته

نه باران پشت پنجره

منم که دوستت دارم

و غم بشکه های سنگینی رادردلم جابه جا می کند

 

منم که کفش هایت راجفت کرده ام

دستت راگرفته ام

و ازخیابان عبور داده ام

گاهی پرنده بوده ام و گاهی ببر

و گاه مورچه از سر ناخوشی

بااین همه خوب که فکر می کنم

سالهاست دهانت را

بادهان یک زندانی بوسیده ام.

3

درست مثل یه کامیون

مثل یه قطار

مثل چیزی که تنها بزرگ بود و غمگین زندگی کردم

و کسی نگفت

چرامثل یه قطار

چرامثل یه کامیون

4

به تناسخ اعتقادی ندارم

امااگه مردم و

به شکل سنگی به دنیاآمدم

رویم علامتی بگذار

تاخودم راازبقیه بهتر بدانم.

 

 

+ نوشته شده توسط مجید بالدران در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 8:30 |