برشی از شعر بلند " سونات نیلوفر"
سروده ای از: " شاپور بنیاد"
برف پارسال گفت:
-" دیگراین کوه
جوان نیست
دیگراین
اصلا"
کوه نیست!!"
برشی از شعر بلند " سونات نیلوفر"
سروده ای از: " شاپور بنیاد"
برف پارسال گفت:
-" دیگراین کوه
جوان نیست
دیگراین
اصلا"
کوه نیست!!"
چرابه روزنامه هاگفتم دوستت دارم؟
شعری زیبااز "غلامرضا بروسان"
1
چرابه روزنامه ها گفتم دوستت دارم
چراگفتم،چرافکرنکردم
هربارکه نامت را می برند
دیواری در دلم فرو می ریزد
باد در شاخه ها می پیچد
و به رویاآسیب می زند.
2
منم که دوستت دارم
نه مردی که دستش را به نرده ها گرفته
نه باران پشت پنجره
منم که دوستت دارم
و غم بشکه های سنگینی رادردلم جابه جا می کند
منم که کفش هایت راجفت کرده ام
دستت راگرفته ام
و ازخیابان عبور داده ام
گاهی پرنده بوده ام و گاهی ببر
و گاه مورچه از سر ناخوشی
بااین همه خوب که فکر می کنم
سالهاست دهانت را
بادهان یک زندانی بوسیده ام.
3
درست مثل یه کامیون
مثل یه قطار
مثل چیزی که تنها بزرگ بود و غمگین زندگی کردم
و کسی نگفت
چرامثل یه قطار
چرامثل یه کامیون
4
به تناسخ اعتقادی ندارم
امااگه مردم و
به شکل سنگی به دنیاآمدم
رویم علامتی بگذار
تاخودم راازبقیه بهتر بدانم.