آمدهاى زيبا بخندى نمىشود نگهات داشت
شعرهفته-3
شعری از ابوالفضل پاشا
آمدهاى لطيف و مىخواهى بروى زود
بنشين
خودكار ِ من آمادهى نوشتن
و كاغذ پر از خط هاى زياد دارد
آمدهاى زيبا و نمىشود نگهات داشت
زنگ مىريزد از تلفن
نمىگذارد از تو بدانم چه مىخواهى
آمدهاى لطيف و مىخندى فرار كنى
اينجا كمى بنشين
آمدهاى زيبا بخندى نمىشود نگهات داشت
نشستهام با تو با كلمهيى كه تنها تو هستى
مىآيند و كاغذ مىخواهند
و كاغذ پر از خط هاى زياد دارد نمىخرند
مىآيند و خودكار مىپرسند
و دست من نمىرود كه تو را مىخواهد بنويسد
آمدهاى
مثل شعرى كه بيايد نتوانى شكارش كنى
مىروى
مثل شعرى كه آمد و اين صندلى را نخواست بنشيند
و زنگ تلفن كه پر از زياد مىريزد
اى شعر ِ فرارى از دست من!
خطاى اين كاغذ را زياد دارد بشمار!
