شعری از "داریوش معمار"
آن قدر نه شنیده ام که
ازیک سلام ساده به وجد می آیم
وبایک سکوت تنها
ازدست می دهم آن چند پرنده که دارم در گلورا
..........................................................
شعری از "داریوش معمار"
آن قدر نه شنیده ام که
ازیک سلام ساده به وجد می آیم
وبایک سکوت تنها
ازدست می دهم آن چند پرنده که دارم در گلورا
..........................................................
برنوک کوه
ابری ست
وقلب من
وقلب من
وقلب من
ازآن آویزان است
۲-معرکه
دیشب دومین جشنواره شعر استانی برگزار شد و ۶تن از شاعران استان قزوین (ازجمله من در بخش
شعر اجتماعی) برگزیده شدند.بگذریم از این که یکی از جنجال مداران نمایش قروین -از فرط بی سوادی
در عرصه شعر -اعتراض کودکانه ای نسبت به مراسم نشان داد که با شنیدن حرف حق شاعران ،مجبور به ترک سالن شد!!
۳-به زودی...(شرح این به زودی بماند تا وقتش)
شعری از ایرج رضایی
سیب حرف اول را زد
ازجاذبه رها شد
حالا معلوم نیست در ماه یا مریخ
دنبال که می گردد
سیب های این درخت جان می دهد برای صادرات
مردان معمولی زود عاشق می شوند
پرت می کنند سیب نیم خورده را
به خاطر سیبی دیگر!!
حجت صوفی
(۱)
بر سطحی از ظهر
بادی وزیدن دارد
بادی هنوز از شب
پیچیده در داراز جای پا که می روبد
تا جای پایی بر کوه
کوهی پشت ظهر
کوهی سایه
کوهی سار
(۲)
بادی داغ
تنیده بر دار
دار ِ تنیده بر ظهر
ظهری داغ
داری بر جای پا
جای پایی بر کوه
کوهی پشت باد
کوهی غبار
کوهی بار
(۳)
و باد
کنده دکمه ای از دار
از پیرهن دار
دکمه ای
از کوه
پایین آمده
آمده پایین
دار از کوه
کوهی دار.
86
شعری از "کامیارشعبانی"
دیشب مه من که با شراب آمده بود
ازروزن در چوماهتاب آمده بود
باروی گشاده بی نقاب آمده بود
صدحیف که در عالم خواب آمده بود!!
نمی دانم کامیارعزیز هنوز شعر می گوید یا نه...اماپس از ۱۸سال هنوز این رباعی برای من شورانگیز می نمایاند و خواندنی...
اشعاری از "میلاد عرفان پور"
۱
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرداست که بادرد موافق شده است
شاعرنشدی وگرنه می فهمیدی
یاییز ،بهاری است که عاشق شده است
۲
ای چاوش لحظه های بدرود!کلاغ
هیزم کش بین آتش و دود!کلاغ
هی فاصله ساختی میان و او
این علت روسیاهی ات بود،کلاغ!
فعلا"تابعد!!